چاله را پر نکنید

در فرودست انگار کارگر مشغول است

یا که در کوچه ی آن سوی خیابان دو سه متر آن سو تر

چه صدای "مته "ای می آید

کارگر مشغول است

چاله را پر نکنید

چاله بی صاحب نیست

شاید از این چاله

گذرد کابل جدید تلفن

یا که یک لوله ی گاز

شاید این گودالی است

که پریشب زن احمد برقی !

با سر افتاد در آن

و دو دستش بشکست

شاید این گودالی است

که پریروز که باران آمد

شده بود استخری

بهر پر کردن اوقات فراغت و در آن

ما شنا می کردیم

چه گل آلود این آب !

چه عمیق این چاله !

مردم پایین دست چه صفایی دارند !

کوچه هاشان بی گاز !

خانه هاشان بی برق !

و خیابانهاشان پر چاله !

مردم بالا دست  ...

مشکل چاله ندارند اصلا

حتما آنجا مردم

مشکل وقت فراغت دارند ...!