روز جهانی تنوع زیستی

روز جهانی تنوع زیستی ( زی گونگی ) :

یکم خوردادماه برابر با 2  ماه می هر سال ، برپایه بیانیه سازمان ملل متحد در سال 1992 به نام « روز جهانی تنوع زیستی » نامیده می شود . اصطلاح « تنوع زیستی » یا « زی گونگی » یا «Biodiversity  » از حدود اوایل دهه 1990 وارد ادبیات مباحث محیط زیستی گردید. مطابق تعریف توافق شده بین المللی، تنوع زیستی عبارت است از : « گوناگونی میان سازواره ها یا ارگانیسم های زنده که از تمامی منابع نظیر اکوسیستم های خشکی، دریایی، آبی و نیز مجموعه های اکولوژیکی منشأ می گیرند. این مفهوم شامل تنوع در داخل گونه ها( ژن ها ) ، بین گونه ها و اکوسیستم ها ( زیست بوم ها ) می شود. » . به موازات نابودی فزاینده زیستگاه ها، تجارت بین المللی نیز از طریق غارت و استفاده مفرط از گونه های گیاهی و جانوری؛ تهدیدی جدی برای تداوم حیات گیاهی و جانوری به شمار می آید. به منظور کنترل این شیوه از تجارت، در سال 1973 این مسأله طی کنفرانسی در واشینگتن به بحث گذاشته شد و CITES یا همان موافقتنامه واشینگتن مورد قبول شرکت کننندگان قرار گرفت. سایتس به عنوان ابزاری قانونی در کلیه 150 کشور امضاء کننده دارای اعتبار است.  سایتس تحت نظارت دستگاههای نظارت ملی و نهادهای علمی و تجارت گونه های گیاهی و جانوری توسط مقررات واردات و صادرات زیر نظر قرار می گیرد.در حال حاضر برای کنترل تجارت حیات وحش 3 طبقه بندی ( پیوست ) وجود دارد. در پیوست 1، گونه هایی فهرست شده اند که به شدت در معرض خطر نابودی قرار دارند. تجارت بین المللی این گونه ها به طور کلی ممنوع است. در این طبقه بندی 800 گونه تحت حفاظت قرار دارند. در پیوست 2،  گونه هایی فهرست شده اند که مستقیماً در معرض خطر قرار ندارند، ولی در صورتی که تجارت آنها بی محابا تداوم یابد؛ می توانند در معرض خطر قرار گیرند. تقریباً 29000 گونه در این گروه جای دارند. پیوست 3، شامل گونه هایی است که تجارت آن به تقاضای کشوری که گونه مورد نظر آن انتشار دارد و خطر تنها در کشور مذکور گونه را تهدید می نماید، ممنوع شده است. بیش از 200 گونه در این فهرست به ثبت رسیده است.دو نهاد مهم یکی دبیرخانه مستقر در ژنو و دیگری کنفرانس کشورهای عضو، دراین ارتباط وجود دارند. WWF ( اتحادیه جهانی حیات وحش) و IUCN ( اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت) از سال 1976 به منظور حمایت از اهداف سایتس، برنامه مشترک TRAFFIC را تدارک دیدند. ترافیک به حل و بحث مساله جهانی تجارت گونه های گیاهی و جانوری غیر اهلی پرداخته و بر آن نظارت می نماید. موجودیت انسان به عنوان جزئی از طبیعت، به زندگی گیاهان و جانوران که در زندگی بر روی زمین با او سهیم گردیده اند، وابسته است. هر چه تنوع زیستی بیشتر باشد، به همان نسبت ظرفیت بیشتری از منابع طبیعی در اختیار انسان قرار می گیرد. حتی دانشمندان نیز نمی توانند با تقریبی قابل قبول اعلام نمایند چه تعدادی گونه های گیاهی و جانوری بر روی کره زمین زندگی می کنند. بر آوردها بین 5 تا 80 میلیون گونه در نوسان است که از این میان تنها 1/4 میلیون شناسایی و طبقه بندی گردیده اند. در تاریخ تکامل زمین کثرت نابودی گونه های گیاهی و جانوری هرگز به شدت 100 سال اخیر نبوده است و متأسفانه این روند همچنان ادامه دارد.

                              كاكتوس: بهترين تصفيه كننده‌ی آب

دانشمندان دانشگاه جنوب فلوريدا به خاصيت تصفيه كنندگی كاكتوس "prickly pear cactus" پی بردند. عصاره‌ی اين گياه بيابان نشين در جداسازی لايه‌ها و باكتريهای درون آبهای آلوده بسيار موثر است و خبر خوش اينكه كاكتوس در همه جا يافت می شود.
البته اين گروه از دانشمندان اولين كسانی نيستند كه به اين خاصيت پی برده اند. جوامع مكزيكی در قرن نوزدهم ميلادی از اين خاصيت كاكتوس برای پالايش آب استفاده می كرده اند.

صمغ غليظ درون كاكتوس كه نقش آن ذخيره‌ي آب است، مسئول اصلی عمل پاكسازی آب می باشد. دانشمندان صمغ كاكتوس را استخراج كردند و آنرا به آب آلوده به باكتری و رسوبات اضافه كردند. كاری كه صمغ در اين مرحله می كند اينست كه باكتری ها و رسوبات را با هم تركيب می كند و موجب ته نشينی آنها می شود و به اين ترتيب 98 درصد باكتريها از آب جدا مي شوند. می توان برای استخراج عصاره‌ی كاكتوس برشی از آن را درون آب جوشاند؛ درست مانند كاری كه اين دانشمندان انجام دادند.

در بسياری از جوامع و مناطق دنيا آب پاكيزه كمياب است، و استفاده از كاكتوس برای پاكسازی آب می تواند يك راهكار بسيار سريع، ارزان و مناسب براي افرادی باشد كه از نعمت آب پاک بی بهره اند. اما ابتدا بايد موانع اين كار از ميان برداشته شوند. مثل تامين شرایط لازم برای كشت وسيع كاكتوس به منظور اين كار، و كنترل ميزان موفقيت اين روش در جداسازی باكتريها.

                            عدم رعایت ضوابط زیست محیطی و.....

                                             فاضلاب اسيدي معادن

صنعت، كارگران، دولت و طرفداران محيط زيست مي بايست بر روي يك موضوع با يكديگر توافق داشته باشند: فاضلاب اسيد معادن نخستين مشكل زيست محيطي صنعت معدن است.فلاضلاب اسيدي معادن و ماهيها و زيست بوم آبزيان را نابود مي كند و با تكنولوژي امروزي دفع آن بسيار مشكل است و با شروع عمليات پاكسازي ساليانه هزينه هاي هنفگتي را مي بلعد كه ممكن است اين امر قرنها ادامه داشته باشد.
هنگامي كه كاني هاي سولقدي سنگها در معرض آب و هوا قرار گيرند، با تبديل شكل سولفيدي گوگرد به اسيد سولفوريك فاضلاب اسيدي سولفيدي ايجاد مي شود. اين اسيد قادر به تجزيه فلزات سنگيني است كه در باطله هاي معدن وجود دارد. فلزاتي نظير سرب، روي، مس، آرسنيك، سلنيوم ، جيوه و كادميوم با حل شدن ، به آبهاي سطحي و زير زميني سرازير مي شوند. باكتريهاي خاصي به طور محسوس سرعت واكنش توليد اسيد را افزايش مي دهند. آلودگي فاضلاب اسيدي معادن و فلزات و سنگيني توانايي سمي نودن آبهاي زير زميني و بخصوص آبهاي آشاميدني را دارند. اين فاضلاب همچنين حيات آبزيان و بوم جانداران آبزي را بطور كلي نابود مي كند. نهشته هاي معدني كه معمولا در ايجاد فاضلاب اسيدي قابليت مشاركت دارند را معادن طلا، نقره، مس ، آهن، سرب وروي ( يا به طور كلي معادن موجود در ايالات فلززايي) و مخصوصا ذغالسنگ تشكيل مي دهند. محيطهاي مولد فاضلاب اسيدي معادن به علت مشكلات زيست محيطيشان در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته اند. اين فاضلاب، آبي اسيدي به رنگهاي زرد، سبز و يا نارنجي كمرنگ بوده كه حاوي اسيد سولفوريك (و غالب اوقات به همراه مقاديري فلزات سنگين سمي) و منتج از اكسيداسيون باكتريايي كانيهاي سولفيد آهن است كه در طول عمليات معدنكاري در معرض آب و هوا قرار دارند. فاضلاب اسيدي مي تواند به طور طبيعي نيز در مكانهاي خاصي توليد گردد. اين اتفاق زماني رخ مي دهد كه كانيهاي سولفيدي در معرض هوازدگي و واكنش با آب و اكسيژن قرار گرفته و باعث جاري شدن آن در شبكه زهكشي شوند محصول اين فرايند فاضلاب اسيدي سنگ نام دارد. اما در معادن مقياس و اثر نامطلوب توليد اسيد ( كه در اينجا ديگر فاضلاب اسيدي معادن خوانده مي شود) از محدوده هاي طبيعي پاي را فراتر مي گذارد. همانگونه كه افراد مختلف جهت محافظت از جهان طبيعت گرد هم آمده اند ما هم مي توانيم: محلهاي معدني متروكه يا فعال را در محل زندگيمان شناسايي كنيم. بياموزيم كه چگونه يك معدن مورد پايش قرار مي گيرد و چه مجوزهايي براي بهره برداري صادر شده است و چند شهروند و خصوصا چه تعدادي از طرفداران محيط زيست (مانند تشكلهاي غير دولتي هوادار محيط زيست) در تصميم گيري شريكند. اطلاعات بيشتر درباره فاضلاب اسيدي معادن و ساير موضوعات مرتبط با معدن در كشورمان و درباره معادن آن خصوصا درباره معادن زغالسنگ كسب نماييم و سرانجام بپذيريم كه جلوگيري از ايجاد فاضلاب اسيدي در معادن مانند هر پروژه محافظت از محيط زيست ديگر تنها با استراتژيهاي منطقي و قابل قبول ومتعهد امكان پذير است.

منبع:سیویلیکا

                           اثرات گرمایش جهانی بر محیط زیست

     اثرات گرمایش جهانی بر محیط زیست  

بحران حال و آینده جهان تنها به افزایش جمعیت محدود نمی شود ، حتی افزایش جمعیت در میان ملل در حال توسعه که رشدی به مراتب بیشتر از ملل توسعه یافته دارند نیز به تنهایی نمی تواند عامل بحران باشد.

امروزه انسان با خطرها و تهدیدهای فراوان محیط زیست مواجه است ، اما خطری که اکنون ساکنان کره زمین را تهدید می کند صرفاً از بین رفتن منابع آبی یا از دست رفتن منابع خاکی به علت از بین رفتن جنگلها و مراتع سرسبز و همچنین گسترش کویرها نسیت ، بلکه خطر امروز خطری به مراتب نگران کننده تر و فارغ از حدود و مرزهای سیاسی و جغرافیایی و حتی قاره ای است و آن  عبارت است از :

افزایش آلودگی هوا :

آلاینده های هوا ، بر محیط زیست جهانی ، از جمله زیستگاه های حیات وحش ، تنوع زیستی ، سلامت و باردهی و میزان جنگلها و سایر سیستم های وحشی تأثیر می گذارند.

پس آلودگی هوا سلامت اکولوژیکی و در نتیجه سلامت انسان را به خطر می اندازد. و سه پیامد مهم زیست محیطی در مقیاس جهانی و منطقه ای تحت عنوان تغییرات جهانی اقلیم ، باران اسیدی ، تخریب ازن استراتوسفری را به دنبال دارد.

گرم شدن طبیعی زمین در اثر افزایش میزان گازهای گلخانه ای بدلیل گسترش بی رویه فعالیتهای جوامع انسانی ، از کنترل بشر خارج شده است. عمده ترین گاز گلخانه ای دی اکسید کربن است که مهمترین منابع آن امروزه احتراق سوختهای فسیلی و جنگل زدایی می باشد. این دو فرایند همدیگر را هر لحظه تشدید می کنند. تراکم دی اکسید کربن هرساله 5/0 درصد ، متان هرساله یک درصد و اکسید نیتروس هر ساله 25/0 درصد افزایش پیدا می کنند. کلروفلوروکربنها هم سبب تخریب لایه ازن دراستراتوسفر می شوند ( اثر عمده ) و هم در گرم شدن زمین ( اثر فرعی ) مؤثرند. در صورتی که اقدامی برای کنترل گازهای گلخانه ای خروجی صورت نگیرد ، درهردهه ، زمین به اندازه حدوداً 3/0 درجه سانتی گراد گرمتر خواهد شد.

تغییر در دمای زمین سبب بر هم خوردن سیستمهای کشاورزی و تمامی اکوسیستم های موجود می شود. در این تغییرات ، بسیاری از اکوسیستم ها و تنوع زیستی زمین کاهش می یابد. جنگلها عقب نشینی می کند ، وسعت کویرها گسترش می یابد ، زیستگاههای حیات وحش بویژه تالابها از بین خواهند رفت ، اکوسیستم های ساحلی و جزایر، زیر آب خواهند رفت ، منابع آبهای شیرین کاهش خواهند یافت، و میلیونها نفر از مردم خانه و کاشانه خود را از دست خواهند داد. اثرات پیامد های گرم شدن زمین ، محدود به موارد فوق نیست و ابعاد آن بسیار گسترده و پاره ای از آنها هنوز قابل تصور و پیش بینی نیست. در زیر به بررسی این اثرات تا حد امکان پرداخته می شود.

 

اثرات اقلیمی :

اکثر مدلهای رایانه ای پیش بینی می کنند که میزان دی اکسید کربن در طی دهه 2030 ، در مقایسه با تراکم پیش از انقلاب صنعتی ، دو برابر می شود ، که افزایش سازگاریهای گلخانه ای نیز از این قاعده پیروی می کند ( حتی اگر تولیدCFC ها با انجام برنامه ای ، سریعاً متوقف شود). با این افزایش گازهای گلخانه ای ، انتظار  می رود گرمای جهانی در 100 سال آینده ، سرانجام به میزان 2 تا 5 درجه سانتیگراد بالا رود ، که حدود نیمی ازاین افزایش دمای مورد انتظار ، مثلاً حدوداً تا 3 درجه سانتی گراد ممکن است تا دهه 2030 روی دهد.

 به نظر می رسد که احتمالاً افزایش گرمای جهانی درنواحی قطبی ( عرضهای جغرافیایی بالا ) بویژه در فصل زمستان ، نسبت به سایر نقاط جهان ، بیشتر خواهد بود. درعرضهای جغرافیایی بالا ، فیدبکهای مثبت همچون ذوب برف و یخ ، در نتیجه گرم شدن زمین حاصل می شود که انعکاس سطح ( آلبدو ) را کاهش داده و اجازه می دهد تا بیشتر انرژی خورشیدی در سطح و توسط یخ نازکتر دریا جذب شود. (شکل 1-1) درنتیجه جریان گرمایی بزرگی در زمستان به درون یخ اقیانوسی روانه می گردد و گرمای سطحی و تبخیر را افزایش می دهد که خود باعث افزایش اثر گلخانه ای بخارآب می شود. بنابراین ، افزایش گرمایی که درعرضهای جغرافیایی بالا تجربه خواهد شد، باید 2 تا 3 برابر بزرگتر از گرمای تجربه شده درنواحی گرمسیری باشد. مدلهای مختلف نشان می دهد که عرضهای جغرافیایی پایین تر ، افزایش میانگین درجه حرارت زمستان را به میزان 1 تا 3 درجه سانتی گراد ، عرضهای جغرافیایی میانه 4 تا 8 درجه سانتی گراد وعرضهای جرافیایی زیر قطبی و قطبی 6 تا 10 درجه سانتی گراد یا حتی بیشتر را تجربه خواهند کرد.

 نتایج اصلی تحقیق گیلیلند ( 1982 ) از جمله هانسی و همکارانش ( 1983 و 1981) با بکار بردن مدل متقابل ، نتیجه گرفتند که قدرت تابشی گازهای گلخانه ای همراه با آتشفشانها ، دلیلی برای 75 درصد تغییر در درجه حرارت جهانی ( بصورت 5 ساله ) در قرن نوزدهم بوده است ، حال آنکه افزایش تغییر فرضی تابش خورشیدی این رقم را تا 90 درصد افزایش داده است. آنها عقیده داشتند که گرمایش گلخانه ای تغییرات زیان باری در اقلیم طبیعی تا انتهای قرن بیستم بوجود می آورد و انتظار داشتند که این تغییرات بطور قابل توجهی در طول دهه 1980 رخ دهد. اما در حقیقت کاهش میانگین درجه حرارت در نیمکره شمالی که در دهه 1940 شروع شد ، در اواسط دهه 1970 متوقف و وارونه گشت. گرمترین سالها در طی 100 سال گذشته از سال 1980 رخ داد که شامل هفت سال (1980 ، 1981 ، 1983 ، 1986 ، 1987 ، 1988 ، 1990 ) می باشد. در هر صورت در طی دهه 1990 تأثیرات اقلیمی دیگری بوسیله فورانهای آتشفشانی و دگرگونی جریانهای اقیانوسی – بعنوان مثال ال نینوولانینا در اقیانوس آرام – انجام گرفت که بطور جزئی روند مورد انتظار گرمایش جهانی ناشی ازافزایش اثرگلخانه ای انسان ، منشأ را مبهم و تار ساخت. در هر صورت  ، روند آشکار گرم شدن جهانی از سال 1900 ، حدود 5/0 درجه سانتی گراد بوده که آنرا به اثر گلخانه ای نسبت می دهند . انتظار می رود که افزایش دمای جهان ، الگوی بارندگی  ، رطوبت خاک ، تبخیر ، باد و سایر عوامل اقلیمی مرتبط با بهره وری محصولات کشاورزی  را به شدت تغییر دهد.

طوفانهای اقیانوسی :

افزایش درجه حرارت اتمسفر به معنی افزایش دمای سطح آب دریاهاست که این خود می تواند جریانهای اقیانوسی را دگرگون کند. وهمین امر شرایط اتمسفر را در بروز طوفانها تغییر خواهد داد. چرخش جریانهای عمده اقیانوسی باعث توزیع حرارت از استوا به سمت قطب می گردد. طوفانهای اقیانوسی اطلس و اقیانوس آرام شرقی و غربی در چرخش اتمسفر، جابجایی بارندگی و ایجاد حرارت نهایی به سوی قطب مؤثر می باشد. مطالعات معتبر نشان می دهند که هر گونه تغییری در سیکلونهای حاره ای ، کاملاً به تغییرات دمای سطح آب بستگی دارد. با دو برابر شدن میزان دی اکسید کربن اتمسفر و در نتیجه افزایش دمای سطح آب دریا به میزان 3/2 تا 8/4 درجه سانتی گراد ، پتانسیل تخریبی طوفانهای حاره ای 60 درصد  افزایش خواهد یافت. بسیاری از جریانهای اقیانوسی همچنین مواد غذائی را از ته آب لایروبی می کنند و از طرف دیگر دمای آب را برای ماهیها و لاروها در حد متعادل حفظ می نمایند. در نتیجه ، در صورت تغییر جریانها در اثر تغییرات اقلیمی و گرم شدن آبهای سطحی ، موقعیت شمار زیادی از آبزیان تغییر می کند یا به تخریب کشیده می شود. تغییر اقلیم ، بسترهای تکثیر و زادآوری ماهیها را در مصب ها در اثر افزایش سطح آب دریا از طریق تقلیل میزان آب های شیرین نابود می کند و سطح شوری این زیستگاه ها را برای تعدادی از گونه ها به حد بحرانی می رساند.

اثرات روی تنوع زیستی :

براساس خوش بینانه ترین برآوردهای انجام گرفته ، نتیجه ادامه روند کنونی در خروج گازهای گلخانه ای افزایش 3 درجه سانتی گراد در دمای زمین است. تغییر در دمای زمین سبب تغییر الگوهای بارندگی و تغییر هر دو باعث می شود که نواحی اقلیمی صدها کیلومتر به سمت قطب جابجا شوند. نتیجه این فرایند برهم خوردن سیستم های کشاورزی ، کاهش بسیاری از اکوسیستم ها و تنوع زیستی زمین ، عقب نشینی جنگلها و گسترش وسعت کویرهاست. همچنین زیستگاههای حیات وحش بویژه تالابها از بین خواهند رفت. برای مثال برآورد شده که با افزایش یک درجه سانتیگراد دمای هوا ، گونه های گیاهی و درختی برای بقاء ، حدود 90 کیلومتر نزدیکتر به قطبین متمرکز و مستقر خواهند شد. گیاهان و جانوران وحشی بطور روزافزون با آینده نامعلومی روبه رو می شوند. علاوه بر عملکرد تهدیدآمیز و اثرات مخرب فعالیتهای انسان بر زیستگاههای حیات وحش ، خطر بالقوه تغییرات اقلیمی در نتیجه گرم شدن زمین نیز وجود دارد.

حیات وحش جانوری :

اگر تغییرات جهانی همانطور که دانشمندان پیش بینی می کنند به سرعت انجام گیرد بسیاری از گونه ها قادر نخواهند بود خود را با موقعیت جدیدی که با آن رو به رو شده اند تطبیق دهند و انقراض آنها در سطح وسیعی اجتناب ناپذیر خواهد بود. زیرا زیستگاههای آنها یا تغییر خواهد کرد یا

محدود خواهد شد و یا بطور کلی از بستر طبیعت ناپدید می شود. درعمل دیده شده است که گرم شدن زمین حتی به مقدار یک درجه سانتیگراد در طیف و گستره گیاهان و جانوران تغییراتی بوجود آورده است.

تنوع زیستی مسلماً ، از گرمتر و خشکتر شدن بیش از مرطوب شدن صدمه خواهد دید. زیرا بسیاری از گونه ها و کانونهای مهم تنوع زیستی قبل از اینکه به خشکی سازگاری یافته باشند با رطوبت تطابق یافته اند.

اثرات روی انسان :

گرمایش جهانی برای انسانها عمدتاً اثرات اجتماعی ، اقتصادی ، جغرافیایی و سیاسی بدنبال دارد تا بیولوژیک .

تغییرات دربارندگی و متوسط درجه حرارت ودر نتیجه کاهش محصولات کشاورزی و افزایش سطح دریاها و نابودی نواحی ساحلی و جابجائی جمعیت ها ناشی از سیل ، خشکسالی و شرایط متغییر اقتصادی ، دلایل نگرانی حاصل ازگرم شدن جهان می باشد. نابودی شهرها و نواحی دیگر ساحلی دراثر بالا آمدن آب دریاها خسارتهای اقتصادی و جانی زیادی برای انسانها به بار می آورد. خسارت دیدن زیستگاه ماهیها ، میگو و گونه های از پرندگان در اثر بالا آمدن سطح آب اقیانوسها نیز به معنی کاهش کمی غذایی دریایی قابل دسترس و مورد مصرف انسان است. تغییرات اقلیمی همچنین باعث کاهش محصولات غلات و در نتیجه غذای مردم جهان می شود.

اثرات گرم شدن برروی سلامتی انسان :

 شرایط اقلیمی گاه مسبّب اصلی فعالیت پاره ای از ویروسها و میکروبهاست و در مواردی بطور کلی گرم شدن زمین ممکن است در گسترش پدیده های زیان باری نظیر بیماریهای مزمن و عفونی ، تنفسی ، واکنشهای آلرژیک ، ضعف توان باروری و مرگ و میر اثر داشته باشد. پاره ای از ویژگیهای فردی در برابر تغییرات اقلیمی قدرت سازگاری کمتری دارند. برای مثال بطور قطعی     می توان گفت مهمترین عامل محدود کننده فعالیت بشری در منطقه حاره شرایط اقلیمی است و این شرایط بر کارایی انسان تأثیر فراوان دارد. بطور کلی ، تغییرات جوی بر سلامت انسان تأثیرات متفاوتی دارد. در برخی موارد تأثیرات مستقیم شرایط جوی روی بدن آدمی منجر به بیماری        می شود. درجه حرارتهای بالا یکی از عمده ترین عوامل بیماری زاست که در رابطه با هوا مطرح است. بدن در صورتی که قادر به تبادل حرارتی در شرایط خاص جوی ( رطوبت نسبی بالا و حرارت بیشتر از دمای بدن ) نباشد ، گرمازدگی (Heperthermal  ) بر آدمی عارض می شود. چنانچه درجه حرارت بدن به نقطه بحران ، یعنی 42 درجه سانتی گراد برسد ، منجر به مرگ خواهد شد. علایم بیماری فوق تب ، تهوع ، سرگیجه و سردرد است و برای معالجه آن باید با توسل به شستشوی بدن با مایعات سرد به کاهش درجه حرارت بدن مبادرت کرد. نوع خفیفتر بیماری گرمازدگی که به ( Heat Exhaustion ) شهرت دارد ، با سرگیجه و سستی و احتمالاً غش همراه است. این یک واقعیت انکارناپذیر است که تغییرات درجه حرارت محیط بر روی همه فعالیتهای فیزیولوژیکی بدن انسان به نحوی مؤثر است. هوای خیلی خشک سبب کاهش رطوبت پوستی و جلوگیری ازالتیام سریع زخمها و جراحات بدن می شود. با توجه به آنکه تغذیه با سلامتی رابطه مستقیمی دارد، نمی توان از تأثیرات ناشی از آب و هوا بر روی رژیم غذایی که بطور غیر مستقیم به فیزیولوژی انسان مؤثر است غافل بود. برای مثال بطور طبیعی نیازهای غذایی در آب و هوای گرم با مناطق عرضهای متوسط جغرافیایی تفاوت دارد. در آب و هوا ی گرم ، بدن به مقدار بیشتری نمک و آب و پاره ای از ویتامین ها نیازمند است. و کم شدن اشتها از جمله مهمترین عوامل سوء تغذیه در آب و هوای حاره ای است. گرما روی دامنه انتشار ناقلین بیماریها نیز می تواند مؤثر واقع شود ، بطوری که درجات حرارت بالاتر به حشرات ناقل بیماریها ، انگلها و ویروسها فرصت خواهد داد تا بیماری های مهلک و اغلب عفونی و مسری مناطق حاره را به سایر نقاط زمین گسترش دهند.

تغییرات در دامنه پراکنش جغرافیایی ناقلین بیماری ، نظیر بیماریهایی که بوسیله پشه به انسان منتقل می شود ، امری بسیار حائز اهمیت است. پنج بیماری انتقالی از حشرات بویژه مالاریا ، تب استخوانی ( Dangue Fever ) انتقالی ناشی از آربوویروسها (Arbo virus  ) تا حدودی تب زرد و تب ریفت ولی ، در صورتی که گرم شدن زمین شدید باشد ، برای جمعیت آمریکا خطری بالقوه جدی بشمار میرود. مالاریا بیماری مهمی است که بوسیله پشه ناقل ( پشه آنوفل ) که از قبل میلیونها نفر را در اقلیمهای گرم آلوده کرده است ، انتشار می یابد. اگر درجه حرارت در نواحی معتدله افزایش یابد ، انتظار می رود پشه ناقل مالاریا به سمت شمال حرکت کند و در نتیجه مالاریا در شمال نیز منتشر شود.

جلوگیری از گرم شدن زمین :

مهمترین کار برای جلوگیری از گرم شدن زمین ، کاهش برون فرست کربن دیواکسید است. بیشتر برون فرست کربن ناشی از سوخت زغال سنگ ، نفت ، بنزین و سوختهای دیگر فسیلی در نیروگاههاست. برای جلوگیری از افزایش میزان کربن از حد  ppm360 و پیشگیری از گرم شدن زمین ، برون فرست باید تا 60 درصد کاهش پیدا کند. این کار در حال حاضر عملی نیست ، ولی انسانها باید برق و سوختهای فسیلی را با صرفه جویی بیشتری مصرف کنند. اگر به همین میزان کربن دی اکسید وارد جو شود ، تا سال 2100 بیش ازppm  700 کربن دیواکسید در جو وجود خواهد داشت.

یکی از مهمترین گازهای گلخانه ای که افزایش بی رویه غلظت و تجمع آن در جوّ احتمالاً باعث بروز پدیده تغییر و آب و هوا شده است. گاز دی اکسید کربن co2 )  ) است. به منظور کاهش و تثبیت غلظت اتمسفری این گازها گلخانه ای در جوّ در جامعه جهانی تمهیداتی از قبیل تدوین کنوانسیون تغیر آب و هوا ، پروتکل کیوتو ، سازوکارها و روشهای متفاوت و متعدد حذف یا کاهش این گاز اندیشه شده است.

پرتکل کیوتو :

به منظور اجرای کنوانسیون تغییر آب و هوا در سال 1997 در کیوتوی ژاپن پروتک کیوتو پایه ریزی گردید که در ذیل به شرح آن می پردازیم.پروتکل کیوتو شامل 3 سازوکار همکاری بین المللی برای کاهش نرخ گازهای گلخانه ای است که عبارتند از همکاری مشترک ( JI ) Joint Implementation )  ( تجارت بین المللی نشر (International Emission Trading  ) عمدتاً برای اعضای پروتکل و سازوکار توسعه پاک (CDM  ) (Clean  Development Mechanism  ( که تبادل منابع مالی و سایر کمکها از یک کشور عضو به یک کشور جنوبی را در بر دارد.

اهداف اصلی پروتکل کیوتو:

1-   جلوگیری از دخالت های خطرناک انسانی در سامانه آب و هوا

2-  کاهش انتشار گازهای گلخانه ای مشترک در کشورهای صنعتی به مقدار معین و در محدوده زمانی خاص

3-  ایجاد تعهد قانونی در مورد بند 2

4-  تثبیت غلظت گازهای گلخانه ای در جوّ

5-  تقویت پیمان کشورهای توسعه یافته در جهت کاهش نشر گازهای گلخانه ای

6-  ارتقاء توسعه پایدار به ویژه در ابعاد اقتصادی

7-  پروتکل کیوتو دارای 28 ماده و 2 ضمیمه است .در متن پروتکل پس از شرح کلیات و تعاریف به اهداف تعهدات ، اصول ، سازوکارها و ارکان پروتکل و نیز نحوه تبادل منابع مالی و انتقال فن آوری بین کشورها پرداخته است. پروتکل کیوتو کشورهای صنعتی را ملزم به کاهش نرخ گازهای گلخانه ای مشترک تا حداقل 5/0 نسبت به سال 1990 ( در فاصله زمانی 2008 الی 2012 )  نموده است.

                                        گياهان نجات بخش

گياهان نجات بخش

يکي از ابعاد تصفيه بيولوژيکي ، استفاده از گياهان در تصفيه فاضلاب ها بخصوص فاضلاب هاي صنعتي حاوي فلزات سنگين از جمله جيوه ، کروم ، سيانيد و... است که در چند دهه اخير بشدت مورد توجه قرار گرفته است. غلظت فلزات سنگين حاصل از پساب کارخانه ها و کارگاه ها گاهي به 200 تا سيصد P.P.M (قسمت در ميليون) مي رسد. در حالي است که استاندارد آن از نظر محيط زيستي از P.P.M است.
اين فلزات براحتي در محيط زيست تجزيه نشده و اثرات زيان باري را حتي در غلظت هاي کم براي انسان و ساير موجودات به همراه دارند. اين فلزات با روش هاي بسيار پيشرفته تصفيه نيز بسختي تخريب مي شوند اما با استفاده از گياهان و کاشت آنها در استخرهاي تصفيه و به کارگيري تکنيک هاي جديد اين شيوه ، درصد قابل ملاحظه اي از فلزات سنگين جذب گياهان شده و از محيط حذف مي شوند.
در حال حاضر کشورهاي بيشماري از جمله آلمان ، کانادا، چين ، کشورهاي آسياي جنوب شرقي و...به طور گسترده از فناوري در کنترل مواد سمي توليدات صنعتي خود بهره مي برند. گياهاني از خانواده ني ، پرطوطي ، صنوبر و... داراي آنزيم هايي هستند که توانايي سم زدايي علف کش ها و ساير مواد آلاينده را دارند،آنها اين مواد را در بافت هاي خود ذخيره کرده و پس از تمام شدن ظرفيتشان به رنگ زرد در مي آيند.گياهان از آنجا که مي توانند در سطح وسيعي رشد کرده و با هزينه کمتري نسبت به ساير روش هاي تصفيه بيولوژيکي ، فلزات سمي را جذب کنند و بر عکس سيستم هاي مصنوعي ضرري براي محيط زيست ندارند، بسيار مقرون به صرفه هستند و تنها بايد محدوديت ها و استانداردهاي استفاده از اين روش از جمله مراقبت و رسيدگي به گياهان و دفع بقاياي گياهي حاوي مواد سمي پس از استفاده در سيستم تصفيه مورد توجه قرار بگيرند.....البته اين روش تاکنون در کشور ما تنها در آزمايشگاه ها و به صورت آزمايشي انجام شده و به علت ناآگاهي و بي توجهي مسوولان هيچ گاه به عنوان روشي موثر در تصفيه فلزات سنگين و پساب هاي صنعتي مورد استفاده قرار نگرفته است.
در حالي که براساس نظر کارشناسان ، کشور ايران داراي گونه هاي گياهي بسيار متنوعي است که تا امروز ناشناخته مانده و چه بسا مي تواند از گياهان شناسايي شده در اين روش نيز موثرتر و بهتر عمل کند.

                                     روش هاي تصفيه فاضلاب

روش هاي تصفيه فاضلاب

فاضلاب را بسته به ميزان و نوع بار آلودگي با روش هاي مختلف فيزيکي ، شيميايي و بيولوژيکي تصفيه مي کنند که هر کدام از زيرمجموعه ها و روش هاي مختلفي تشکيل شده است.
شيوه معمول و رايج تصفيه فاضلاب با نام لجن فعال است که در آن ترکيبي از سه روش فوق مورد استفاده قرار مي گيرد. به اين ترتيب که در مرحله اول يا تصفيه اوليه ، به وسيله تصفيه فيزيکي و شيميايي ، ذرات جامد موجود در پساب به صورت دستي يا مکانيکي به وسيله آشغال گيري هايي با شبکه بندي هاي ريز و درشت جدا شده و سپس ذرات شناور باقي مانده در مرحله بعد بر اثر اختلاف چگالي (وزن) ته نشين و براي ورود به مرحله تصفيه ثانويه يا مرحله بيولوژيکي ، بوسيله هوادهي و تزريق ميکروارگانيسم ها به محيط، آماده مي شود.
در بخش دوم ، فاضلاب به استخرهاي بزرگ ريخته مي شود و سپس ميکرو ارگانيسم هاي مختلف از جمله باکتري ها، قارچ ها، مخمرها و پروتوزوئرها در زمان هاي مختلف به سيستم تصفيه تزريق مي شود.
با انجام هوادهي و ايجاد شرايط رشد ميکرو ارگانيسم ها، فاضلاب به عنوان ماده غذايي اين موجودات مورد تخريب و تجزيه قرار گرفته ، آب ، آمونياک و دي اکسيد کربن (CO2) حاصل از اين واکنش به محيط وارد مي شود.
توده باقي مانده نيز وارد مرحله تصفيه نهايي شده و پس از گندزدايي به عنوان کود براي مصارف کشاورزي مورد استفاده قرار مي گيرد.کلرزني ، تابش پرتو فرابنفش به پساب و سيستم کربن فعال ، 3 طريق عمده براي گندزدايي فاضلاب در مرحله نهايي است.
کلر به دليل ظرفيت بالاي اکسيدکنندگي ، رشد باکتري ها و جلبک ها را متوقف کرده و رنگ و بوي پساب را کاهش مي دهد. تشعشع فرابنفش قابليت کشتن ويروس ها باکتري هاي موجود در فاضلاب را بدون توليد مواد خطرناک ديگر دارد وکربن فعال نيز در تماس بامواد ارگانيک عامل ايجاد رنگ و بوي آن را به خود جذب مي کند.
البته در کشورهاي پيشرفته مراحل تصفيه فاضلاب و بخش لجن فعال با روش هاي تخصصي تري صورت مي گيرد اما در کارخانه هاي ما اين روش معمولا به شکل ناقص انجام شده و تنها تعداد انگشت شماري از صاحبان صنايع اين شيوه را به طور کامل انجام مي دهند.

ارزش هاي زيست محيطي جنگل

ارزش هاي زيست محيطي جنگل

جنگلها به عنوان يكي از مهمترين سامانه هاي حيات بخش بشر جايگاه انكارناپذيري در تامين رفاه ، آسايش و سعادتمندي جوامع بشري دارند. وجود ارزش هاي متعدد و متنوع اقتصادي و زيست محيطي در پيكره اين منابع ارزشمند الهي ، تكيه گاه مطمئن و استواري براي تداوم و ارتقاي زيست جانوران به ويژه انسان و متضمن شكوفايي حيات جوامع بشري و توسعه پايدار است.متاسفانه همه ساله سطوح بسيار زيادي از جنگلهاي دنيا بر اثر عوامل متعدد از جمله بهره برداري غير اصولي و مفرط منهدم مي شود. در ميان علل وعوامل امحاء و نابودي جنگلها ، ناآگاهي از خواص و ارزش هاي زيست محيطي اين منابع نيز به سهم خود تاثيرات زيانباري داشته و دارد. بنابراين به منظور شفاف سازي و جلب توجه اذهان و افكار عمومي ، به مشاركت فعال در ايفاي رسالت خطير ملي و مذهبي براي حفظ ، احياء و توسعه اين منابع ارزشمند ، برخي اثرات زيست محيطي جنگلها را بر مي شماريم تا روند فزايند تجاوز وتخريب جنگلها كاهش يابد و در نهايت متوقف شود ، چرا كه متعقديم حفاظت و توسعه جنگلها با عزم و اراده ملي و همكاري و همدلي هموطنان عزيز و همچنين تلاش مجدانه مسئولين و متخصصين كه زمام امور را در دست دارند امكان پذير است.
جنگلهاي واقع در اراضي جلگه اي ، ميان بند و ارتفاعات فوقاني حوضه هاي آبخيز با تنظيم جريانهاي آبي ، جلوگيري از فرسايش آب، ، باد ،خاك و طغيان رودخانه ها ، افزايش عمر مفيد مخازن آبي و سدها تعديل آب و هواي محيط وتامين آب مورد نياز اراضي كشاورزي ، پشتوانه اي مطمئن براي زمين هاي كشاورزي واقع در دشت هاي مشرف به حوضه هاي آبخيز به شمار مي آيند و در افزايش توليد و ارتقاي كيفي محصولات كشاورزي در واحد سطح تاثير به سزايي دارند.
اراضي جنگلي به دليل ريشه دواندن گياهان و درختان و فعاليت ميكروارگانسيم هاي موجود در جنگلها ، موجب نفوذ نزولات آسماني درخاك و ذخيره اين نزولات مي شوند به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به ذخيره سازي 500 تا 2 هزار متر مكعب آب است. ضمن اين كه زمان نفوذ يك ليتر آب در جنگل حدود 7 دقيقه و در اراضي كشاورزي 46 دقيقه است در حالي كه در مناطق غير جنگلي اين زمان به حدود 4 ساعت افزايش مي يابد.
به عبارتي توان نفوذ پذيري نزولات در خاك هاي جنگلي 40 برابر بيشتر از اراضي غير جنگلي است. پوشش هاي گياهي به ويژه درختان در كاهش آلودگي هواي ناشي از سوخت واحدهاي صنعتي ، خودروها ومنازل تاثير به سزايي دارند. جنگلها از مصرف كنندگان عمده دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي ياد شده هستند.
جنگلها با انجام عمل فتوسنتزيكي از منابع مهم توليد اكسيژن مورد نياز جانوران و انسان به شمار مي آيند.
به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به توليد اكسيژن مورد نياز دست كم ده نفر در طول سال خواهد بود.به دليل تنوع ساختار افقي و عمودي درختان جنگلي ، به ويژه وجود درختاني با سرشت متفاوت و طبقات ارتفاعي مختلف ، جنگلها در مطلوبيت بهره مندي از اثرات فيزيكي، شيميايي و حرارتي پرتو خورشيد براي انسان ها تاثير به سزايي دارند، ضمن اين كه وضعيت تابش نور خورشيد در فضاي جنگلي نقش موثري در آرامش روحي انسانها دارد. جنگلها موجب تعديل آب و هواي محيط مي شوند ، در ساعات روز به اين دليل كه شاخ و برگ درختان مانند حفاظي در برابر پرتو نوراني خورشيد قرار مي گيرند ، دماي هواي جنگل كمتر از دماي فضاي غير جنگلي است و در طول شب نيز به اين دليل كه تغيير و انعكاس حرارتي دما در محيط وخاك جنگلي كمتر است ، هواي محيط جنگلي خنك تر از فضاي باز است .در جنگل ، تركيبي از آواي دلنواز پرندگان ، جريان آب دره ها و رودخانه ها و به هم خوردن برگها و شاخه ها به روح و روان آدمي آرامش مي بخشد.

از آنجا كه محيط جنگلي فاقد انواع صداهاي گوشخراش و مخرب است ، محيطي امن و آرامش بخش براي استراحت انسانهاي خسته از فعاليت در مراكز صنعتي و شهري درايام فراغت است. شاخ و برگ درختان جنگلي گرد و غبار هوا را كه توسط باد جابه جا مي شوند ، جذب ميكنند و آلودگي هوا را كاهش مي دهند. سرب معلق در هوا حاصل فعاليت واحدهاي صنعتي و وسايل نقليه موتوري و يكي از مواد سمي وخطرناك براي انسان است كه از طريق تنفس جذب مي شود و عوارض و پيامدهاي ناگواري بر سلامت انسان دارد. يكي از اثرات مفيد جنگلها جذب مقدار زيادي از دوده سرب معلق درهوا است كه از عوامل حفظ تندرستي انسان به شمار مي آيد .سيماي ظاهري درختان چشم انداز آرامش بخش ومطلوبي براي انسان به شمار مي آيد. درختان ودرختچه ها به دليل دارا بودن رنگهاي مختلف چشم اندازي طبيعي و ديدني در برابر ديدگان آدمي قرار مي دهند . به ويژه رنگ سبز برگ درختان كه از نظر رواشناسي از جمله رنگهاي آرامش بخش است. جنگل همچنين در زيبا سازي محيط زندگي جوامع بشري جايگاه ويژه اي دارد. مقاومت جنگل در مقابل ويرانگري هاي باد و طوفان ، نشانه و نمادي از دوستي طبيعت و بشر است . درختان جنگلي در كاهش سرعت باد و طوفان نقش بسزايي دارند وموجب كاهش اثرات تخريبي اين عوامل مي شوند . پوشش گياهي درختان به دليل حفاظت از خاك ، قدرت نگهداري وجذب نزولات وكاهش سرعت سقوط برف و باران بر زمين نقش انكار ناپذيري در جلوگيري از جاري شدن سيلاب و كاهش اثرات مخرب آن دارد. با توجه به اين كه كاهش درجه حرارت هوا سهمي در افزايش رطوبت نسبي هوا دارد، درختان جنگلي با جذب نزولات و ذخيره كردن آن در سفره هاي آب هاي زير زميني و تبخير آن در ايام خشك ، موجب افزايش رطوبت نسبي هوا در فضاي جنگل مي شوند. افزون بر اين كه شاخ و برگ درختان با جلوگيري از تابش مستقيم نور خورشيد و كاهش اثرات تخريبي پرتوهاي خورشيدي ، مانع تبخير سطحي رطوبت خاك مي شوند.
درختان با جذب ،نگهداري و افزايش زمان ذوب برفها بر روي شاخ و برگ خود از تجمع آنها جلوگيري كرده و مانع حركت توده هاي عظيم برف به شكل بهمن مي شوند.از آنجا كه توليد دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي فسيلي انعكاس پرتوهاي خورشيدي را از زمين ناممكن مي سازد، در نتيجه ميانگين گرماي زمين افزايش يافته و پديده موسوم به گلخانه اي ايجاد مي شود كه اختلال در محيط زيست انساني را به دنبال دارد. بنابراين حفاظت وتوسعه جنگلها موجب جذب و رسوب دي اكسيد كربن ومانع افزايش گرماي زمين و بروز پديده گلخانه اي خواهد شد. جنگلها بعنوان محيط زيست طبيعي ، مامن بسياري از حيوانات وحشي و پرندگان هستند و نقش موثر آنان در بهسازي محيط زيست انكار ناپذير است.
با توجه به رشد فزاينده جمعيت انساني و توسعه بي حد و حصر تكنولوژي و قرارگرفتن در عصر فرا صنعتي كه جوامع بشري از يك طرف با محدوديت منابع جنگلي و از سوي ديگر با آلودگي محيط زيست دست به گريبان هستند، نقش و جايگاه جنگلها به دليل برخورداري از ارزش هاي فراوان و متنوع در جلوگيري از آلودگي ها اجتناب ناپذير است. همان طور كه مي دانيم لايه ازن به مثابه سپري دفاعي در تقابل با اثرات تخريبي پرتو فرابنفش داراي اهميت ويژه است . جنگلها با تثبيت لايه ازن موجب كاهش آثار زيانبار پرتوهاي فرابنفش و بيماريهاي ناشي از آن خواهند شد. كنترل آفات و امراض گياهي و جلوگيري از هجوم گونه هاي مهاجم به محصولات كشاورزي، پديد آمدن ارزشهاي زيبايي شناختي و هنري ، توليد انواع فراوردهاي غير چوبي ، امكان فعاليتهاي جنبي مانند پرورش انواع آبزيان ، زنبورداري ، توليد قارچ ، فراهم ساختن زمينه هاي گردشگري و بسياري از فوايد ارزشمند ديگر دست آوردهاي گرانبهايي هستند كه به يمن حضور و حفاظت جنگلها در اختيار بشر قرار گرفته اند. اهميت روز افزون نقش زيست محيطي جنگلها و تاثير همه جانبه آن در توسعه پايدار ايجاب مي كند براي ترويج فرهنگ حفاظت و حراست از جنگلها و به منظور برخورداري كامل از كليه ارزشهاي زيست محيطي دست در دست يكديگر ،تلاشي مشترك را عينيت بخشيم تا جنگلها همچنان به عنوان ابزار آرامش و سعاتمندي نسلهاي امروز و فردا پايدار بمانند.

منبع :

دكتر محمدرضا مروي مهاجر ُ استاد دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران

پرنده قرمز

گـيـتـي عـرصـه نـمـايش موجودات زنده وجولان گاه پديده هاي حيات است وچنان حيرت زاست كه بشر همواره متعجب وانگشت به دهان ، خيره است.

نگذاریم بمیرد جنگل ، که جهان خواهد مرد.....

 

 

 

                                     

اصل پنجاهم قانون اساسی 

درجمهوری اسلامی حفاظت محیط زیست  که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند وظیفه عمومی تلقی میشود .از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست ویا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا نماید، ممنوع میباشد.