مديريت منابع حيات باكنوانسيون تنوع زيستي

تنوع زيستي يا شبكه حيات، منبعي است كه خانوادهها، اجتماعات، ملتها و نسلهاي آينده به آن وابسته هستند و همچنين حلقه اتصال بين ارگانيسمهايي محسوب ميشود كه هر كدام از آنها در اكوسيستمي وسيعتر نقش خود را ايفا ميكنند.
اگرچه در طول تاريخ، تنوعزيستي همواره يكي از موضوعات مهم جوامع بشري بوده است، ولي در دهه 70 جلوگيري از تخريب محيط زيست و كاهش تعداد گونهها و اكوسيستمها منجر به شكلگيري تلاشهاي جمعي شد.
در سال 1972 كنفرانس سازمان ملل متحد در زمينه محيط زيست انسان كه در استكهلم برگزار شد به شكلگيري برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEP) منتهي شد. دولتها تعدادي از موافقتنامههاي منطقهاي و بينالمللي را در جهت رويارويي با موضوعات مختلف امضا كردند كه از جمله آنها ميتوان به موافقتنامه حفاظت از تالابها و همچنين موافقتنامه قانونمند كردن تجارت بينالمللي در زمينه گونههاي در معرض خطر اشاره كرد. اگر چه اين توافقات به همراه موافقتنامه كنترل مواد شيميايي سمي و كنترل آلودگي به كاهش موج تخريب كمك كرده است، ولي در خنثي كردن اثر آن توفيق چنداني نداشته است. به عنوان مثال ميتوان به اعمال تحريم بينالمللي يا اعمال محدوديتهايي در زمينه خريد و فروش حيوانات و گياهان خاص و نادر اشاره كرد كه موجب كاهش سطح برداشت بيرويه محصول و شكار غيرقانوني شده است.
در سال 1987، كميسيون محيط زيست و توسعه اعلام كرد كه توسعه اقتصادي بايد از نظر اكولوژيكي تخريب كمتري به همراه داشته باشد. در گزارش مهم اين كميسيون با عنوان آينده مشترك ما چنين آمده است: «بشر ميتواند توسعهاي پايدار براي پاسخگوييبه نيازهاي زمان حال خود بدون تضعيف توانايي نسلهاي آينده در برآورده كردن نيازهايشان بنا نهد.»
در سال 1992، بزرگترين نشست رهبران جهان در زمينه محيط زيست در كنفرانس سازمان ملل در ريودوژانيرو برزيل با نام «اجلاس زمين» تشكيل شد. در اين كنفرانس تعدادي موافقتنامه بينالمللي و از جمله دو موافقتنامه الزام آور به نام معاهده تغييرات آب و هوايي و معاهده تنوع زيستي امضا شد. معاهده تغييرات آب و هوايي به موضوعات مربوط به گازهاي صنعتي و ديگر گازهاي گلخانهاي مانند دياكسيدكربن ميپردازد و معاهده تنوع زيستي اولين موافقتنامه جهاني در زمينه حفاظت و بهرهبرداري پايدار از منابع تنوع زيستي به شمار ميآيد. كنوانسيون تنوع زيستي بسرعت توسط كشورهاي زيادي امضا شد. بيش از 150 كشور سند معاهده تنوع زيستي را در ريودوژانيرو امضا كردند و از آن زمان تاكنون سند مذكور توسط 187 كشور امضا شده است.بر اين اساس اهداف كنوانسيون تنوع زيستي، حفاظت از تنوع زيستي، بهرهبرداري پايدار از منابع تنوع زيستي و تسهيم عادلانه و برابر منافع حاصل از بهرهبرداري از منابع ژنتيكي است.
بر خلاف معاهداتي كه پيشتر به تصويب رسيده بودند و حمايت از گونهها و زيستگاههاي خاص را مدنظر قرار ميدادند، در كنوانسيون تنوع زيستي تصريح شده است كه اكوسيستم ها، گونهها و ژنها بايد در جهت تامين منافع انسان به صورتي كه موجب كاهش تنوع زيستي در بلندمدت نشود، مورد بهرهبرداري قرار گيرند.
تنوع زيستي، ستوني كه تمدن بر پايه آن بنا شده است
نياز ما به اجزاي سازنده طبيعت كه زماني آنها را ناديده گرفتيم، اغلب مهم و غيرقابل پيشبيني است. با گذشت زمان براي درمان بيماريها يا استفاده از ژنهاي مقاوم گياهان وحشي در محافظت از محصولات كشاورزي در مقابل آفات، به طبيعت پناه ميبريم. به علاوه، ارتباطات گسترده در ميان اجزاي مختلف تنوع زيستي، كره زمين را به زيستگاهي براي تمام انواع گونهها، از جمله بشر تبديل كرده است. سلامت ما و همچنين سلامت اقتصاد و جامعه انساني ما به ذخائر مختلف حاصل از فعاليتهاي اكولوژيكي مختلف كه بسيار ارزشمند بوده و قابليت جايگزيني ندارند وابسته است. اين فعاليتهاي طبيعي آنقدر متفاوت هستند كه تقريبا نامحدود به نظر ميرسند.
به عنوان مثال، حتي در سطحي بسيار وسيع، جايگزين كردن فعاليتهايي مانند كنترل آفات كه توسط بسياري از موجودات صورت ميپذيرد كه از يكديگر به عنوان غذا استفاده ميكنند (كنترل بيولوژيكي) يا عمل گرده افشاني كه توسط حشرات يا پرندگان انجام ميشود، تقريبا غيرممكن است.
گونههايگياهي و جانوري در معرض تهديد
وقتي به خطراتي كه طبيعت را محاصره كرده است ميانديشيم، اغلب متوجه خطراتي ميشويم كه ديگر مخلوقات را تهديد مينمايد. كاهش تعداد حيوانات زيبايي مانند پاندا، ببر، فيل، نهنگ و گونههاي مختلف پرندگان، توجه جهاني را به مساله گونههاي در معرض خطر معطوف كرده است. در دنياي امروز گونهها با سرعتي 50 تا 100 برابر سرعت معمول از بين ميروند و اين روند بشدت رو به افزايش است. در حال حاضر حدود 24 هزار گونه گياه و 5200 گونه حيوان (يكي از 8 گونه آن پرنده است) با خطر انقراض روبهرو هستند.
امروزه گنجينه ارزشمندي از گونههاي گياهي و جانوران اهلي كه بشر در طول هزاران سال به منظور تامين غذا پرورش داده، رو به نقصان گذارده است. علت آن را بايد در كشاورزي به شيوه مدرن و تجاري كه روي تعداد اندكي از محصولات كشاورزي تمركز ميكند، جستجو كرد. حدود 30 درصد از حيوانات در مزارع در حال حاضر با خطر انقراض روبهرو هستند.در حالي كه كاهش تعداد گونههاي منفرد توجه ما را به سوي خود جلب ميكند، پراكندگي، تخريب و نابودي جنگلها، تالابها، صخرههاي مرجاني و ديگر اكوسيستمها، بزرگترين تهديدات فراروي تنوع زيستي به شمار ميآيند. امروزه حدود 45 درصد از جنگلهاي اوليه از بين رفتهاند و اين مساله به صورت عمده در قرن گذشته صورت پذيرفته است. اين حقيقت تلخ با در نظر گرفتن اين كه جنگلها زيستگاه اكثريت گونههاي زيستي شناخته شده در كره زمين محسوب ميشوند، نمود بيشتري مييابد.
با وجود مواردي از احياي جنگلها، در تمام جهان و بخصوص در مناطق استوايي، وسعت جنگلها بسرعت در حال كاهش است. در ميان اكوسيستمهاي غني حدود 10 درصد صخرههاي مرجاني از بين رفتهاند و يكسوم بقيه نيز در 20 10 سال آينده از بين خواهند رفت. درختان حراي ساحلي نيز كه زيستگاه گونههاي بيشماري از جانوران آبزي، پرندگان و... محسوب ميشوند، آسيبپذير شده و نيمي از آنها تا به حال از بين رفتهاند.
تغييرات آب و هوايي اتمسفر مانند تخريب لايه ازن و تغييرآب و هوا، وضعيت موجود را وخيمتر ميكند. در اثر نازك شدن لايه ازن، ميزان تابش اشعههاي ماوراءبنفش B كه براي سلولهاي زنده مضر است به سطح زمين افزايش مييابد. گرم شدن كره زمين تغييراتي در زيستگاهها و پراكندگي گونهها ايجاد كرده است. به گفته دانشمندان حتي يك درجه افزايش دماي ميانگين كره زمين در زمان محدود تعداد بسيار زيادي از گونهها را در معرض نابودي قرار ميدهد و سيستمهاي توليد غذا را نيز با اختلال جدي روبهرو ميسازد.
كاهش تنوع زيستي اغلب ميزان و ايجاد اكوسيستمها را كاهش داده و در نتيجه سبد كالاها و خدماتي كه توسط طبيعت ايجاد شده و در اختيار ما قرار ميگيرد را كوچكتر ميكند. كاهش تنوع زيستي، اكوسيستم را ناپايدار كرده و توانايي آن در مواجهه با بلاياي طبيعي مانند سيل، خشكي، طوفان يا مشكلاتي از قبيل آلودگي و تغييرات آب و هوا كه توسط بشر ايجاد ميشوند را كاهش ميدهد. تا به حال هزينههاي زيادي براي جبران خسارات ناشي از سيل و طوفان كه در اثر از بين رفتن جنگلها شدت يافته است، صرف شده و انتظار ميرود گرم شدن زمين خسارات بيشتري را موجب شود.
كاهش تنوع زيستي به صور ديگر نيز مخاطرهآميز است. هويت فرهنگي ملتها بشدت از محيطزيست آنها ريشه گرفته است. تصاويري از گياهان وحيوانات به عنوان سمبل در پرچم، مجسمه و تمثالهايي كه نماد فرهنگي جامعه را به تصوير ميكشند، مشاهده ميشوند.در حالي كه كاهش تعداد گونهها به صورت طبيعي اتفاق افتاده، سرعت انقراض به علت فعاليتهاي بشر شتاب فزايندهاي يافته است. اكوسيستمها پراكنده يا ناپديد گشته و تعداد كثيري از گونهها نيز در حال كاهش بوده يا منقرض شدهاند. آيا ما انسانها قادر هستيم از اكوسيستمهاي موجود در جهان و گونههاي ارزشمند آن و همچنين ميليونها گونه ديگر كه تعدادي از آنها غذا و داروي فرداي ما را تامين ميكنند، محافظت كنيم؟ پاسخ به اين سوال را بايد در تواناييمان در همراستا كردن نيازهايمان با توانايي طبيعت در توليد مواد مورد نياز و بازگرداندن مواد زائد به چرخه طبيعت (بازيافت) جستجو كرد.
به نقل از جام جم