هنوز زمزمه استادم در کلاس یادم است.....
تو قامت بلند تمنایی ای درخت
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالایی ای درخت
دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار
زیبایی ای درخت
وقتی که باد ها
در برگ های درهم تو لانه میکنند
وقتی که باد ها
گیسوی سبز خام تو را شانه میکنند
غوغایی ای درخت
وقتی که چنگ وحشی باران گشوده است
در بزم سرد او
خنیاگری غمین خوش آوایی ای درخت
در زیر پای تو
این جا شبست و شب زده گانی که چشمشان
صبحی ندیده است
نوروز را کجا
خورشید را کجا
در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت
چون با هزار رشته تو جان خاکیان
پیوند میکنی
پروا مکن ز برق که بر جایی ای درخت
سر بر کش ای رمیده که همچون امید ما
با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت


درخت چنار زگلیک در شهرستان اهر
( روستای زگلیک بعد از ۵ کیلومتری روستای یوزباشلو)
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۳/۱۱ ساعت 8:44 توسط
|